بازدید: 1132 بازدید
زمان مطالعه: 18 دقیقه

قصیده امرؤالقیس ؛ قفا نبک من ذکرى حَبیبٍ وَ مَنْزِلِ

قصیده‌ ی زیبای امروالقیس از متون جاهلی عرب به همراه ترجمه فارسی آن:

اگر می‌خواهید قصیده امرؤالقیس را به صورت کامل در ۳۰ بیت داشته باشید از این قسمت دانلود کنید. دانلود متون جاهلی فقط با ۳۵۰۰۰ تومان

 

قفا نبک من ذکرى حَبیبٍ وَ مَنْزِلِ  – بسِقْطِ اللوى بَیْنَ الدَّخُولِ فَحَوْمَل

یقول: قفا واسعدانی وأعینانی على البکاء عند تذکری حبیباً فارقته و منزلاً خرجت عنده، و ذلک المنزل بمنقطع الرمل الملتوی بین الدخول و حومل و توضح والمقراه.

:ترجمه همسفران الحظه ای درنگ کنید تا با یاد یار سفر کرده و سر منزل او بگریم و منزلی که در ریگستان میان «دخول» و «حومل» و «توضح» و «مقراه» قرار دارد و آن را از سرشک دیدگانم سیراب سازم.

 

فَتُوضِحَ فَالْمِقراهِ لم یَعْفُ رَسُمُها – لَما نَسَجَتْهَا مِن جَنوبِ وَ شَمْأَلِ.

یقول: إنه لم یدرس أثرها لنسج الجنوب و الشمال. لأنه إذا غطتها إحدى الریحین بالتراب کشفت الأخرى التراب عنه.

ترجمه هنوز وزش بادهای جنوب و شمال آثار خیمه ها و خاکستر اجاقهایشان را نزدوده است و گذشت ،روزگاران عشق سرشارش را از دل من برون نساخته.

 

ترى بَعَرَ الْأَرْامِ فی عَرَصاتِها – وَقِیعانِها کَأَنَّهُ حَبُّ خُلْفُل.

یقول: انظر بعینیک ترى هذه الدیار التی کانت مأهوله بأهلها کیف أصبحت مرعى للظباء و نثرت بعرها فی ساحاتها حتى تراه کأنه حب الفلفل. :ترجمه هنوز پشکلهای آهوان سپید را در جلو خانه ها و کنار غدیرهاشان چون دانه های فلفل میبینی.

کأنی غَداهَ البَیْن یومَ تَحمَّلُوا لَدَى سَمُراتِ الحَی ناقِفُ حَنْظَلِ. یقول: لما تحملوا اعتزلت أبکی کأنی ناقف حنظل، وإنما شبه نفسه به لأن ناقف الحنظل تدمع عیناه لحراره الحنظل، و لا یملک سیلان دمعه ترجمه صبح روز وداع وقتی که باربر اشتران نهادند و عزم سفر کردند من کنار بوته خار سپیدی که جلوی خیمه ها روئیده بود چنان اشک میریختم که گوئی مردی حنظل میشکست.

 

وقوفاً بها صَحْبی عَلَیَّ مَطِیَّهُمْ – یَقُولُونَ لَا تَهْلِکْ أَسى و تَجَمَّل

یقول: انهم وقفوا علیه رواحلهم یقولون له لاتهلک نفسک بهذا الحزن بل علیک أن تصبر و تأخذ بما هو أجمل من الحزن لثلا تشمت بک العواذل والعداه.

:ترجمه یاران من با اشتران خود مرا در میان گرفتند و گفتند که خود را از اندوه هلاک !مکن شکیبا باش.

 

و إِنَّ شِفائی عَبْرَهٌ مُهْرَاقَهٌ – فَهَلْ عِنْدَ رَسْم دَارِسٍ مِنْ مُعَوَّلِ

والمقول هنا من العویل والبکاء ویحتمل ان یکون من التعویل على الشیء و هو الاعتماد والاتکال. یقول: أن البکاء على الرسوم لا یجدی شیئاً، فلا ینبغی أن یعول علیه. :ترجمه داروی درد من اشکهای سوزان من است اما بر بازمانده خرگاه ویران دلدار گریستن کدامین درد را آرام می بخشد؟

 

بدأ بکَ مِنْ أمُ الحُوَیْرِثِ قَبْلَها – وَجَارَتِهَا أُمِّ الرَّبَابِ بَمَأْسَل

یقول: لقد لقیت من وقوفک على هذه الدیار و تذکرک أهلها کما لقیت من أم الحویرث و جارتها. وقیل: أنک أصابک من التعب والنصب من هذه المرأه کما أصابک من هاتین المرأتین.

:ترجمه این سوختن و گریستن عادت دیرینه تو است همچنانکه در عشق ام حویرث» و «ام رباب» در . «ماسل نیز میگداختی و میگریستی.

 

إذا قَامَتَا تَضَوَّعَ الْمِسْکَ مِنْهما – نَسیمَ الصَّبا جاءتْ برَیَّا القَرنفل

یقول: إذا قامت أم الحویرث وأم الرباب فاحت ریح المسک منهما کنسیم الصبا إذا جاءت بعرف القرنفل و نشره.

ترجمه آن دو زن که چون بر میخاستند بوی مشک از آنان پراکنده میشد گوئی نسیم صبا بـرایـحـه قرنفل عطرآگین گشته بود.

 

فَفَاضَتْ دُموعُ العَیْنِ منّى صَبَابَهٌ – على النَّحْرِ حَتَّى بَلْ دَمْعَی مِحْمَلی

یقول: فسالت دموع عینی من فرط وجدی بهما وشده حنینی إلیهما حتى بل دمعی حماله سیفی. ترجمه اشک شوقم از دیدگان جاری شد و دانه های سرشک بر سینه ام چکید بدانسان که بند شمشیر راتر

کرد.

 

ولاسیما یوم بدارَهِ جُلْجُل – أَلَا رُبَّ یَوْمٍ لَکَ مِنْهُنَّ صَالِحٍ

یقول: ربَّ یوم فزت فیه بوصال النساء، وظفرت بعیش صالح نعم منهن، ولا یوم من تلک الایام مثل یوم داره جلجل.

:ترجمه ای شاعر از آن زنان طناز و دلفریب چه کامها گرفتی و در کنار آنان چه روزهای خوشی را گذرانیدی بخصوص آن روز که به داره جلجل» رفتی.

 

وَیَوْمَ عَقَرْتُ للعذارى مَطیَّتی – فَیا عَجَباً مِنْ رَحْلِها المُتَحَمَّلِ

یقول: إن صواحبه توزعن متاعه لما نحر لهن ناقته فحملت کل منهن شیئاً، فهو یعجب لذلک. ترجمه و آن روز که بخاطر دختران اشترم را پی کردم ای شگفتا از آن پشت پر توانش!

 

 

 


 

اگر می‌خواهید قصیده امرؤالقیس را به صورت کامل در ۳۰ بیت داشته باشید از این قسمت دانلود کنید. دانلود متون جاهلی فقط با ۳۵۰۰۰ تومان

مطالعه بیشتر