بازدید: 915 بازدید

قصیده شنفری؛ أَقِیمُوا بَنِی أُمِّی صُدورَ مَطِیِّکُمْ

قصیده‌ی زیبای شنفری از متون جاهلی عرب به همراه ترجمه فارسی آن:

اگر می‌خواهید قصیده سموأل را به صورت کامل در ۳۰ بیت داشته باشید از این قسمت دانلود کنید. دانلود متون جاهلی فقط با ۳۵۰۰۰ تومان

 

قال الشَّنْفَرَى الْأَزْدِی:

 

أَقِیمُوا بَنِی أُمِّی صُدورَ مَطِیِّکُمْ – فإِنِّی إلى أَهْلِ سِواکُمْ لأَمْیَلُ

یخاطب الشنفرى قومه فَحَضّهم على السفر و یقول یا أبناء قومی سیروا عنّی و أبعدوا و تهیّوا للسفر أننی مائل إلى قوم سواکم و سبب میله إلى غیر قومه أنه جنّى جنایه و أخبرهم بها فأذاعوا سره و خذلوه کما یستفاد من الأبیات الآتیه وإنّه قال لهم هذا القول و هُمْ فی بلدهم ولا رافقهم فی السیر. :ترجمه ای قوم من حرکت کنید و پالان شتران را بربندید زیرا که من به قومی غیر از شما علاقه مندم و از دست این قوم خودمن به جان آمده ام.

 

فقد حُمَّتِ الحاجات واللیل مقمر – و شُدَّتْ لِطِیَّاتٍ مَطَایَا وأَرحُلُ

یقول: انتبهوا من رقدتکم و هذا وقت الحاجه و قد تهیَّات کل لوازم السفر، ولا مُذَر لکم فإن اللیل مضىء کالنهار و قَدْ شُدَّتْ المطایا و رُکبت علیها الأرحل لطلب الغایات وآله السفر حاضره عتیده. :ترجمه از خوابتان برخیزید و این هنگامه نیاز و حاجت است همه اسباب کوچ مهیاست. و عذری نمانده چونکه شب مهتابی و پالانها بر شتران نهاده شده است.

 

وفی الأَرْضِ مَنْأَى الْکَرِیم عن الأَذَى – و فیها لِمَنْ خَافَ القِلَى مُتَحَوَّلُ

یقول: إن الأرض واسعه و فیها بعد للکریم عن الضرر و هی مکان الترحل لِمَن خَافَ البُغْضَ و إِنَّ الکریم یجد فی الأرض سکنى بعیده عن قومه إذا أصابوه بالأذى والخدلان و البُغْضِ. ترجمه به درستی که زمین خداوند وسیع و گسترده است و اگر شخص بزرگوار و کریمی از اذیتی خوف داشته باشد میتواند از آن جا بر خیزد و به جای دیگری رود و در روی این زمین برای آنکه از کینه و بغض دیگران بیم دارد امکان عزیمت به مکانی دیگر وجود دارد.

 

العمْرُکَ ما بِالْأَرْضِ ضِیقٌ عَلَى امْرِى – سَرَى رَاغِباً أَوْ رَاهِباً و هو یَعْقِلُ 

یقول: و حقک لیس بالأرض ضیق على شخص مشى باللیل طامعاً فی نیل مقصود أو خائفاً من عدو إذا کان ذلک الشخص حازماً بصیراً. ترجمه و به جان تو سوگند؛ زمین بر روی مردی که برای نیل به آرزوهایش شیروی میکند، و یا برای رهایی از دشمنش شبانه راه را در پیش میگیرد تنگ و ضیق نیست اگر او عاقل و دانا باشد.

 

 وَلِی دُونَکُمْ أَهْلُونَ سِیدٌ عَمَلَّسٌ – و أَرْقَطَ زُهْلُولٌ و عَرْفَاءُ جَیْأَلُ

عشره السباع على عشیرتکم. یقول: لی أهل غیرکم من السباع ذئب قوی السیر، و نمر أملس، وضیع طویله العُرْف؛ فأَنا أَنَسُ بهم و و أفضل :ترجمه من به غیر از شما خویشاوندانی دارم که آنها عبارتند از گرگ ،تندرو پلنگ نرم مو و کفتال یال دراز

هُمُ الرَّهْطُ لا مُسْتَوْدَعُ السُرشائع – لَدَیْهِمْ ولا الجانی بما جَرَّ یُحْذَلُ

یقول: هذه الوحوش مستأنس بها وهم کالرهط فی النضره و لا تُفشَى عندهم الأسرار وإن أتى الإنسان جنایه لا یُعاقب بذنبه.

:ترجمه اینها یارانی هستند اسراری که با آنها در میان ،باشد بر ملاء وفاش نمیشود و اگر انسان مرتکب جنایتی شود او را به خاطر گناهش خوار و تنبیه نمی کنند.

 

وکل أبی باسل غَیْرَ أننی – إذا عرضَتْ إِحْدَى الطَّرائدُ أَبْسَلُ

یقول: کل مِنَ السَّبَاع المذکوره مُمْتَنِع بقوته من الظلم، شجاع؛ لکنّی أشجَعُ منهم إذا حضرت أُولى الطرائد و الفرسان التی تطرد الأعداء وإذا عرض مَنْ یطرد منا أو من غیرنا کنتُ أشدّ منهم بساله. وکل: أى کل واحد من هؤلاء الذین ذکرت على الانفراد و الاجتماع.

:ترجمه هر یک از این وحوش که بر شمردم با زور و توانی که دارد از پذیرفتن ظلم و زور اباء دارند و شجاعند اگر جنگاوران سوارکار رخ بنمایند و یا اگر زمینه شکار مهیا شود از همه آن حیوانات دلیر بی باک ترم

 

و إن مُدَّت الأیدی إلى الزَّادِ لم أکن – بأَعْجَلِهِم إِذا أَجشَعُ القوم أَعْجَلُ

یقول: إذا حضر الطعام و مُدّت الأیدی إلیه لم أکن مُسْرِعا فی مدیدی؛ فإن ذلک آیه الحِرْص. واحرص القوم کان أسرعهم عَلَى أکل الطعام. ترجمه اگر سفره چیده شود و دستها به سوی طعام دراز شود در برداشتن لقمه و طعام عجول نخواهم بود زیرا که حریص ترین مردمان آنهایی هستند که ولع و شتاب بیشتری به سوی طعام دارند.

 

علیهم، و کان الأَفْضَلَ المتفضِّلُ – و ماذاکَ إِلا بَسْطَهٌ عن تَفَضُّل

یقول: لیست هذه الصفات المحموده فی إلا من السَّعَهِ والإفضال على الخیر و کان أفضل الناس و أکرمهم المتفضّل الذی یَدَّعى الفضلَ لأنَّ دعواه حق والمتفضّل هو نفس الشنفرى. :ترجمه این صفات از روی ضعف نیست بلکه از روی بخشش و ایثار است و گرامیترین مردم منم که ادعای فضل و بخشش را دارم چونکه ادعایم به حق است.

 

و إنِّی کَفَّانِی فَقَدَ مَنْ لَیس جازیًا – بحُسْنَىٰ وَلَا فِی تُرْبِهِ مُتَعَلَّلُ

یقول: إنَّ ثلاثه اشیاء تغنینی عن فقد مَن لا یقابل عملی بالحُسْنى و لیست فی معاشرته نفع ولا ملتهى. والمراد بمَن لیس جازیاً بالحُسنى هو قومه. ترجمه سه چیز مرا از فقدان آنکه در مقابل نیکی ،من، نیکی نمیکند و آن که در معاشرت با او نفعی و سرگرمی نیست بی نیاز می سازد که آن سه عبارتند از:

ثلاثه أَصْحاب فُؤَادٌ مُشَیَّع – و أبیضُ إضلِیتٌ وصَفْراءُ عَیْطَلُ

یقول: کفانی عن قومی ثلاثه قلب جسورٌ ،مقدام، و سیف مجرَّدٌ مُصَقَل و قوس طویله متینه. :ترجمه قلبی ،دلاور شمشیری جلا داده شده و تیر و کمانی دراز و نرم و پرطنین.

 

هَتُوفٌ من المُلْسِ المِتَانِ یَزِینُها – رَصَائِعُ قد نیطتُ إلیها ومِحْمَل

یصف القوس بأنّها رئینه کثیره التصویت ناعِمَهُ الظهر صُلْبَهٌ و أنّها تحلّیها الحلق المعلقه علیها و سیورها و محملها.

:ترجمه این کمان پرطنین و نرم است که آن را جواهرات و قلاب کمان که بدان آویزان است زینت داده است.

 

إدَازَلَّ عنها السَّهْمُ حَنَّتْ کأَنها – مرأَهٌ تَحْلَى تُرِنُ و تُغول

یقول: إذا خرج عنها السهم صوَّتَتْ کأَنها امرأه مُصابه بالرزایا مسرعه تُصوّتُ بالبکاء و تبکی بالحنین و الجوى.

ترجمه زمانی که تیر از دهانه کمان می جهد آن کمان از شدت ترمی به صدا می آید گونیا که زنی مصیبت زده و فرزند از دست داده است که ناله و فغان برپا کند.

 

مُجَدَّعَهٌ سُقْبَانُها وَهْیَ بُهْلُ – ولَستُ بمهیافٍ یُعَشِّی سَوَامَهُ

یقول: إنی بطىء العَطش ادخل بسوامی إلى المرعى البعید لتنال منه ولا أخاف سرعه العطش کبعض الرعاه الذین یمنعون صغار الإبل عن رضع أماتها کی یبقی لهم من الحلیب ما یشربون؛ بل أنک ترى صغار إبـلـی سمینه لیست سیئه الغذاء، لان الأمات لاصرار لها.

أو یقول: لست سریع العطش أذهب إلى المنهل لشربی و أترک الإبل فی المرعى، بل بطئ العطش. ترجمه من دیر تشنه میشوم و شترانم را به چراگاههای دور میبرم تا از آن بخورند و از سرعت تشنگی هراسی ندارم مانند آن چوپانان که فرزندان شتران را از مکیدن شیر مادران باز میدارند تا آنکه شیر نصیب خودشان شود نیستم و فرزندان شتر من چاق و چالاکاند چونکه پستان بند بر پستان مادرانشان نهاده نشده است.

 

ولأجباً أَکْهَى مُرَبِّ بِعِرْسِهِ – یُطَالِعُها فِی شَأْنِه کیفَ یَفْعَلُ

یقول ولستُ بجبان ضعیف مقیم عَلَى أمراتی لا أفارقها بَل لا أشاورها فی أموری و لا أُلازِم البیت و الزوجه. :ترجمه من شخص ترسو و کم خیری که تاب دوری زنش را نداشته باشد و با او در اموراتش مشورت نماید، نیستم. خانه نشین و زن صفت نیستم.

وَلاَ خَالِفٍ دَارِیَّهٍ مُتَغَزُل – یروحُ ویَغْدُو دَاهِنًا یتکحل

یقول: لست کغیرى قلیل الخیر ملازماً لداره أو متعطراً محادثاً للنساء مولعاً بتطیب نفسه و تزیینها بالدهن و الکحل لِتَرَغَبَ فیه النساءُ ولا یسأَمْنَه.

:ترجمه من مرد کم خیر و خانه نشین که با زنان برای گفتگو بنشیند و صبح و شب بر سرش روغن مالد و به چشمانش سرمه کشد، نیستم.

 

 


 

اگر می‌خواهید قصیده شنفری را به صورت کامل در ۳۰ بیت داشته باشید از این قسمت دانلود کنید. دانلود متون جاهلی فقط با ۳۵۰۰۰ تومان

مطالعه بیشتر