ترجمه قصیده فرزدق هَذا الذي تَعرِفُ البَطْحاءُ وَطأتَهُ

ترجمه قصیده فرزدق هَذا الذي تَعرِفُ البَطْحاءُ وَطأتَهُ

قصیده فرزدق؛ هَذا الذي تَعرِفُ البَطْحاءُ وَطأتَهُ

قصیده‌ی زیبای فرزدق از متون اموی عرب به همراه ترجمه فارسی آن:

اگر می‌خواهید قصیده فرزدق  را به صورت کامل داشته باشید از این قسمت دانلود کنید. دانلود متون اسلامی و اموی فقط با 40000 تومان

 

هَذا الذي تَعرِفُ البَطْحاءُ وَطأتَهُ – والبَيْتُ يَعْرِفُهُ وَ الحِلُّ والحَرَمُ

يقول: هذا الرجل هو الذي تعرف البطحاء بأرض مكة موضع قدميه و كذلك يعرفه بيت الله کعبة و ما جاورها و ما جاوزها.

:ترجمه این همان شخص بزرگواریست که سرزمین بطحاء در مکه شریفه جای پای او را به خوبی میشناسد و خود حرم امن الهی و نیز سرزمینهای فراتر از آن آوازه و نام او را شنیده اید.

 

هَذا ابنُ خَيرِ عِبادِ اللهِ كُلِّهِمْ  – هَذا النّقي و التقيُّ الطَّاهِرُ العَلَمُ

يقول: إنه ابن افضل عباد الله إنه عُرِف بين كل الناس بالتقى والنزاهة و الطهارة و هو السيد الشهير. :ترجمه او فرزند بهترین بندگان خداوند رحمان حضرت محمد و علی و فاطمه) است او همانی است که در بین مردم به پرهیزگاری و پاکدامنی و نیکی شهرت دارد او کسی است که نام او شهره خاص و عام و ورد زبانها گشته است.

 

هذا ابن فاطمَةٍ، إِنْ كُنْتَ جَاهِلَهُ – بِجَده أنْبِيَاءُ اللهِ قَدْ خُتِمُوا

يقول: إن كنت جاهلاً نسبه هو ابن فاطمة أنبياء الله قد ختموا بجده محمد. :ترجمه اگر از تبار و دودمان این شخص کریم بی خبری او از فرزندان فاطمه دخت گرامی رسول است. سلسله پیامبران الهی به جد ایشان یعنی حضرت محمد مختوم میشود.

 

وَلَيْسَ قَوْلُكَ مَنْ هذا؟ بضَائِرِه العُرْبُ – تَعرِفُ مَن أنكَرْتَ والعَجَمُ

يقول: وإذا سألت عنه وتجاهلته و أنت تعرفه فسؤالك غير مضر به لأنّ العرب و العجم يعرفونه قاطبة. :ترجمه اگر از روی نادانی و تجاهل بپرسی که او ،کیست این پرسش به بلند آوازگی و خوشنامی وی گزندی نرساند زیرا که عرب و عجم و پارسی و تازی وی را بشناسند و بر بزرگی او مقرند.

 

كلتا يدَيْهِ فِيَاتٌ عَمَّ نَفَعُهُمَا – يُسْتَوْكَفان ولا يَعُرُوهُمَا عَدَمُ

يقول: كلتا يديه سحابُ رحمة الذي عمّ الناسَ ويُطلب مطرهما و عطاءهما و يداه لا تتوقفا عن إغاثة السائلين. و إنه يفيض بالخيرات المنهمرة التي لا تنضب.

ترجمه: دو دست وی ایر رحمتی است که فراگیر همه بندگان ایزد است دائم کرم و رحمت از آنها خواسته می شود و هرگز فقر و ناداری بر آنها عارض نگشته است و خشکسالی بر خیرات آن چیره نخواهد شد.

 

سَهْلُ الخَلِيقَةِ، لا تُخْشَى بَوَادِرُهُ – يَزينُهُ إثنان: حُسْنُ الخَلقِ والشَّيمُ

يقول: إنه يتصف بأخلاق كريمة سمحة، فلا يبدو منه غضب وحدة لما يزينه طبع حسن و مكارم الأخلاق. ترجمه وی به خوی و خصلت بزرگی و نیکمردی شناخته شده است و هیچ نشانه از خشم و تندی از وی سر نمی زند زیرا که به گوهر اخلاق مطبوع و پسندیده آراسته شده است.

 

حَمَّالُ أثقال أقوامٍ، إذا أفتُدِحُوا – حُلو الشمائل، تَحلُو عندهُ نَعَمُ

يقول: إنه يحمل من الناس الخطوب التي تحدق بهم وإنه خلوق يطيب له أن يجيب أبداً بنعم لمن يسأله. ترجمه او همانی است که بار مشکلات و دشواریها را از دوش مردم باز میگیرد و با نرمی رفتار و گرمی گفتار به یاریشان میخیزد و بله گفتن به درخواستها زبان وی را می زیبد.

 

ما قال: «لا» قَطُّ إِلا في تَشْهَدِهِ – لَوْلَا التَّشَهدُ كَانَتْ لاءَهُ نَعَمُ

يقول: إنه لا يتفوه بكلمة ( لا ) إلا حين يشهد بقوله «لا اله إلا الله و لولا ذلك لكانت «لا» عنده نده «نعم» يستجيب بها لكل طلب. :ترجمه از کام وی نه نشنوی مگر در تشهد و اگر لا إله إلا الله وجود نداشت هیچ وقت در زندگی اش جهت رفع نیاز نیازمندان «نه» را بر زبان نمی آورد.

 

عَمَّ البَرِيَّةَ بالإحسانِ، فانقشَعَتْ – عَنْهَا الغياهب والإمْلَاقُ والعَدَمُ

يقول: إنّه وهب الناس كلّهم حتى انكشفت عنهم الظلمات و الفاقة والفقر والحرمات و أصبح عيشهم كريماً طيباً.

:ترجمه احسان وی همه آدمیان را فرا گرفته به حدی که فقر و حرمان و جهالت از آنها رخت بربسته و. زندگیشان رو به رفاه و خیر و خوشی نهاده است.

 

إذا رَأتْهُ قُرَيْش قال قاتِلُهَا: –  إلى مكــــــــارم هــــذا ينتهي الكــــــم

يقول: إن قريش التي تكون أفخر الناس تعترف له بالكرم. :ترجمه زمانی که خطیب پر غرور قریش نیز او را بدید اقرار ورزید که کرم و بخشش با رسیدن به این امام همام به کمال خود رسیده است.

 

يُغْضِي حَياءٌ، وَيُغْضَى مِن مَهابَتِهِ – فَمَا يُكَلَّمُ إِلَّا حِينَ يَبْتَسِمُ

يقول إنه خجول يُغضي طرفه و لا يتحدّقُ به والناس يغضُون طرفهم من دونه تهيباً ولا أقبلوا بالتحدث إليه إلا حين يبتسم و كأنماً يسمح لهم بالكلام.

:ترجمه به جهت شرم و آزرم در نگریستن به رخساره مردم اباء دارد و چشم فرو می نهد و نیز چنان پرهیبت و جلال است که دیگران را یارای خیره شدن به وی نیست و در زمانی که گل لبخند برلبان وی شکوفا می شود با وی سخن رانده میشود گویی که خنده اجازه ایست برای آغاز همصحبتی.

اگر می‌خواهید قصیده فرزدق  را به صورت کامل داشته باشید از این قسمت دانلود کنید. دانلود متون اسلامی و اموی فقط با 40000 تومان

 

دیدگاهتان را بنویسید

دانلود سریع

تحویل آنی بعد از خرید

بازگشت وجه

بازگشت آسان و بی‌دردسر

پرداخت امن

پرداخت از درگاههای معتبر

پشتیبانی 24/7

7 روز هفته (10 تا 22)

تضمین کیفیت

محتوای بررسی شده و با اصالت